خانه / دسته‌بندی نشده / عملیات برلین

عملیات برلین

ناک دان کردن رایش توسط پشه

نوشته : میناگلرو

جنگنده موسکیتو یا پشه یکی از جنگنده های بسیار عجیب و غریب و در عین حال بسیارکارآمدبود که در ابتدا هیچکس خواهان آن نبود و با اکراه و تنها از روی ناچاری جنگنده را وارد خدمت کردند زیرا این جنگنده از چوب ساخته شده بود و یک جنگنده چوبی بشمارمیرفت و یک جنگنده چوبی مضحک را هیچ کس در بریتانیا نمیخواست زیرا معتقدبودند باعث تحقییر انگلیس و اعتماد بنفس آلمان خواهد شد زیرا آلمانها تصور خواهند کرد که بریتانیا توان فراهم کردن تجهیزات مورد نیاز خود را ندارد و در واقع همین گونه هم بود و حتی نرده های فلزی پارک هاو معابر شهری را جمع اوری و از فلز آن استفاده کرده بودند

 ولی در ادامه این جنگنده تبدیل به ستاره جنگ جهانی دوم شد و به یکی از عوامل شکست رایش تبدیل شد

خلبانهای بریتانیا عملیاتهایی اعجاز آور و غیر ممکن را مانند حمله به زندان شهر ماینز و یا انهدام مقر مرکزی گشتاپودر برلین و از همه مهمتر عملیاتی که موضوع این مطلب ما میباشد ودر ادامه شرح کامل آن را تقدیم حضور شما عزیزان میکنیم را رقم زدند

این جنگنده فوق العاده سبک و پرسرعت بود وبخاطر بدنه چوبی آن تقریبا یک جنگنده رادارگریز بحساب می آمد وهمین موارد برای نفوذبه هر شبکه پدافندی کافب بود

 در عجیب ترین عملیات هایی که پشه انجام داد زمانی بود که هرمان گورینگ قصد داشت طی سخرانی که مستقیم از طریق رادیو آلمان پخش میشد ، جشن دهمین سالگرد بقدرت رسیدن حزب نازی را برگزار کنند نیروی هوایی المان و یگانهای پدافندی برای مقابله با هر عملیات احتمالی متفقین با هدف برهم زدن جشن المانها که بسیار مهم و راهبردی بود برای طرفین مقابله کنند

المانها میدانستند که قطعا بریتانیا حمله ای را ترتیب خواهد داد ، زیرا آلمان جار وجنجال رسانه ای زیادی برای این سخنرانی انجام داده بود و کاملا مشخص بود به هم زدن این جشن برای متفقین جنبه حیثیتی پیدا کرده بود ، البته برای المانها مهم این بود که این حمله توسط جنگنده های بریتانیایی انجام نگیرد و یا اگر قصد انجام انرا دارند آنرا خنثی کنند تا بتوانند از آن برای نماد شکست ناپذیری رایش بهره برداری کنند این موضوع را گوبلز وزیر تبلیغات رایش برنامه ریزی کرده بود و واحد زیر مجموعه وی هم کوشیده بود جهت تحریک انگلیس تا میتواند روی آن تبلیغات کند البته انگلیس گزینه های دیگری هم برای حمله به مراسم در اختیار داشت ولی دیگر موارد مانند بمب گذاری گروههای آزادیبخش یا دست زدن به ترور خیابانی برای المان ها اهمیت زیادی نداشت و بریتانیا هم این را میدانست

لذا سر وینستون چرچیل طی دستوری مستقیم به فریمن با تاکید فراوان حمله هوایی به این مراسم را خواستار شد برخی از مشاوران واطرافیان نخست وزیر پیشنهاد استفاده از عوامل ستون پنجم بریتانیا را برای حمله به این مراسم دادند زیرا بخوبی مشخص بود که المان مانند شکارچی که طعمه را نشان چرچیل داده منتظر حمله هوایی بریتانیا است

ولی این طرف هم مرغ چرچیل یک پا داشت و فقط حمله هوایی را خواستار شدزیرا ماجرا برایش حیثیتی شده بود

المانها از چند روز قبل تدارک این روز را دیده و جهت ایجاد امنیت شهر برلین هر آنچه در توان داشتند را به کار گرفته بودندالمانها آنقدر به خود اطمینان داشتند که در اقدامی بی سابقه هرمان گوورینگ فرمانده نیروی هوایی رایش را که بعدازهیتلر و گوبلز مرد شماره 3 المان بود را بعنوان سخنران مراسم روزها قبل معرفی کردند در این سو همانگونه که گفته شد نخست وزیر بریتانیا به نیروی هوایی دستور داد ، تحت هر شرایطی و بهرقیمتی زمان سخنرانی هرمان گورینگ‌باید المان مورد حمله هوایی قرار بگیرد ، البته هدف بر هم زدن مراسم بتنهایی نبود در واقع تلفات این حمله اصلا مهم نبود مهم این بود که هواپیماهای انگلیسی اثبات کنند برلین را نیز در تیرس خود دارند و حتی اگر یکی از جنگنده های اسکادران هم موفق به پرتاب بمب خود میشد برای انگلیس پیروزی بسیار بزرگی بحساب می آمد ، و گرنه در صورتی که هدف گرفتن تلفات بود بریتانیایی ها از طریق نیروهای آزادیبخش فرانسه و یا حمله دریایی به شهرهای بندری مهم المان میتوانستند بسیار راحت تر به هدف خود برسند ولی برای انها هم مهم این بود که‌این حمله از راه آسمان انجام شود

بهمین منظور چند پشه را از مدتی قبل آماده کردند و آنها را به نوعی رنگ استتار زدند که در صورت رویت هم توسط افراد با چشم غیر مسلح دچار خطای دید شوند و این ترفند بسیار موثر و کارآمد نشان داد در میان اسکادران مهاجم دو هواپیمای شناسایی برای ثبت عملیات و دو  هواپیمای الکترونیکی مجهز به تجهیزات پیشرفته رادیویی قرار داشتند که این دستگاهها در دهلیز حمل سلاح جنگنده ها جاسازی شده بودند و‌ درواقع تبدیل به یک رله مخابراتی و فرستنده رادیویی شده بود ، مابقی جنگنده ها از نسخه بمب افکن و شکاری بودند یک دسته از پشه ها هم در نقش سوخترسان در عملیات حضور داشتند

 

طراح این عملیات ژنرال فریمن فرمانده نیروی هوایی انگلیس و یکی از کهنه سربازان جنگ جهانی اول بود که خود سالها بعنوان خلبان خدمت کرده و از خلبانان انگلیسی بود که سابقه نشست و برخواست از شناورها را نیز در کارنامه داشت وی شخصا طراحی و هدایت این عملیات را عهده دار شد و خلبانانش را از میان شاگردان قدیم خود که هر کدام حالا بسیار کارآمد و مسلط بودند انتخاب کرده بود وی تصمیم داشت خود بعنوان خلبان جنگنده لیدر و فرمانده میدانی در عملیات شرکت کند که درخواست وی شدیدا با مخالفت نخست وزیر مواجه شد و نهایتا هدایت عملیات را از ستاد نیروی هوایی برعهده داشت البته چون عملیات در سکوت کامل رادیویی انجام میگرفت نقش فرمانده میدانی در هدایت اسکادران بسیار حیاتی بود و مهمترین عنصر بحساب می آمد تمامی خلبانها تا زمان شروع حمله از طریق اشاره میتوانستند در ارتباط باشند چون دریافت کوچکترین علامتی از سوی المانها یعنی شکست کامل عملیات

ژنرال فریمن در این عملیات عمدا خطرناک ترین مسیر را برای حرکت گروه پر تعداد جنگنده های حاضر در عملیات ، انتخاب کرده بودند،که مسیری بسیار طولانی بود که بخش اعظم آن از حریم هوایی دشمن عبور میکرد به این صورت که پس از برخواستن ، با دور زدن بیش از نیمی از خاک فرانسه پیش از ورود به این کشور ، بر روی دریا اقدام به دریافت سوخت نموده و سپس وارد آسمان فرانسه میشدند و‌پس از گذشتن از عرض فرانسه وارد المان میشدند جالب اینکه از زمان ورود به آسمان فرانسه هرلحظه امکان رهگیری جنگنده ها وجود داشت ،

ولی در کل فریمن مسیری پرخطر و با این طول بسیار زیاد را عمدا انتخاب کرده بود

 اما دلیل چه بود ؟

در واقع سر جفری فریمن فرمانده نیروی هوایی بریتانیا که مدیری بسیار لایق بود پیش بینی کرده بود المان تمامی قدرت دفاعی خود را در طول کانال مانش و فضای بین انگلستان با فرانسه ، بلژیک و المان متمرکز خواهد کرد و دشمن هرگز تصور اینکه انها از چنین مسیر طولانی که رفت و‌برگشت آن مستلزم دوبار سوختگیری در آسمان بود را برای تردد خود انتخاب میکنند را نداشت

و پوشش ضعیفی را در این قسمت داشت و دقیقا همین ماجرا هم اتفاق افتاد

 المان تمامی اسمان خود را در شمال ، غرب و‌شرق بخوبی بسته بود و هیچ حرکتی از چشم جنگنده های بسیار پرتعداد آلمانی دور نمیماند و‌غیر از تمرکز صدها شکاری  ، رهگیر توپهای سنگین زیادی بصورت موقت به اطراف برلین منتقل شده بودند و‌از زمان ورود به اسمان مثلث بلژیک ، فرانسه و المان هر پرنده ای باید از بالای سر توپهای مشهور فلگ عبور میکردند ، ولی در مقابل آسمان بخش جنوبی المان پوشش بسیار ضعیفی داشت چون هرگز تصور نمیشد جنگنده های بریتانیا توان پرواز در مسیری چنین طولانی را داشته باشند

⭕️ شروع عملیات

در بامداد 30 ژانویه 1943 گروه بزرگی از جنگنده های موسکویتو در نقش های مختلف از بریتانیا بلند شدند و پس از طی نمودن مسافتی بسیار طولانی اقدام به سوختگیری هوایی نمودند به این منظور به تعداد هواپیماهای عملیاتی ، هواپیماهای موسکویتوی دیگر مجهز به دو مخزن سوخت بزرگ زیر بال خود شده بودند و برنامه ریزی شد که هر سوخترسان به یک جنگنده عملیاتی سوخترسانی کند که پروسه بسیار پیچیده ، وقتگیر و فوق العاده خطرناکی در آنزمان ، بحساب می امد و‌بدلیل زمان زیادی که باید صرف میشد مسافت طولانی هر دو‌جنگنده در حالیکه توسط یک کابل فلزی به یکدیگر متصل بودند باید در آسمان با هم و در یک مسیر و یک سرعت پرواز میکردند به این روش سوخترسانی روش حلقه به حلقه اطلاق میشد ،  در همین مدت اگر توسط هواپیماهای شکاری المانی دیده ،  یقینا قتل عام میشدند بهرحال سوختگیری بدون هیچ مشکلی انجام گرفت و سوخترسانها پس از جدا شدن از جنگنده های عملیاتی بسمت پایگاه خود مراجعت کردند جنگنده ها وارد حریم هوایی فرانسه شدند در مسیر فرانسه چند نوبت با شکاری های گشتی المان برخورد کردند ولی بدلیل بعد مسافت و استتار مناسب جنگنده های بریتانیایی ، شکاری های المانی موفق به تشخیص هواپیمای دشمن نشدند

 جنگنده های عملیاتی در خاک فرانسه به دسته های سه فروندی تقسیم شدند و از یکدیگر جدا شده و‌فاصله گرفتند تا اگر از روی زمین روئیت شدند کسی نتواند تشخیص دهد که جنگنده های مهاجم هستند و‌از طرف دیگر در صورت گیر افتادن گروهی از انها مابقی بتوانند ادامه عملیات را اجرا کنند و‌در مکان مشخصی دوباره بهم ملحق میشدند ، و اقدام به کاهش زیادی از ارتفاع و افزایش سرعت خود کردند

 در برلین همه چیز آرام و طبق برنامه پیش میرفت و تنها مورد این بود که چند دختر جوان بهمراه چند مرد قصد داشتند یک عملیات خرابکاری را اجرا کنند که با واکنش ماموران گشتاپو‌ عملیات انها عقیم ماند و مهاجمین متواری شدند البته یکی از مردها مورد اصابت قرار گرفت ولی کشته شد ،

چنین از ظواهر برمی آمد که بریتانیایی ها تلاش کرده اند با خرابکاری جشن را بهم بریزند و عملیات دختران جوان از بریتانیا ساماندهی و کنترل شده بود

ولی ماجرا این بود که عملیات مورد نظر یک حرکت ایذایی و تنها برای فریب المانها و برهم زدن تمرکز آنها بود واصلا از ابتدا قرار نبود کار خاصی انجام گیرد و پوششی برای گروه پروازی بود

هرمان گورینگ اماده میشد نطق خود را شروع کندو در میان ابراز احساسات حاضران پشت تریبون رفت و شروع کرد تقریبا نیمی از نطق خود را خوانده بود که بیکباره صدای انفجار های مهیبی آرامش مشکوکی که بر برلین حاکم بود را شکست تمامی حضار گیج و بدون اینکه بدانند باید چه واکنشی انجام دهند نگاه به جایگاه میکردند ابتدا تصور شده بود که یک مانور است ولی با صدای انفجارهای دیگر برای لحظه ای رادیو قطع شد و پس از لحظاتی ضمن پخش مارش پیروزی از رادیو المان گوینده با هیجان ضمن دادن خبر از حمله موفقی توسط جنگنده های بریتانیایی آنرا نشانه قدرت و اشراف بریتانیا در برابر ارتش مضمحل رایش میدانست و ضمن تبریک بخاطر این حمله موفقیت آمیز به مردم و هسته آزادیبخش فرانسه مکررا یاداوری میکرد که جنگنده های بریتانیایی در برلین و کنار گوش پیشوا چنین حمله ای را انجام داده و ابهت پوشالی ارتش المان را شکسته و واقعیت این ارتش را به نمایش گذاشته اند

 این اخبار عجیب و غریب و گیج کننده دقایقی پیوسته بهمراه مارش پیروزی و پیام تبریک ان از رادیو المان پخش میشد تا اینکه کلا رادیو المان قطع شد تمامی شهروندان متعجب از اینکه این خبر را چه کسی به این سرعت اعلام کرد ؟

 عملیاتی پیچیده و عجیب

اما ماجرا چه بود؟

 بعد از ورود به آسمان برلین ، جنگنده های گروه پروازی به سه قسمت تقسیم شدند گروه اول هواپیماهای شناسایی و الکترونیکی بودند که بسرعت به حداکثر ارتفاع خود را رساندند همزمان گروه دوم متشکل از بمب افکن ها بسمت ساختمان رادیو برلین حرکت کردند و گروه سوم یعنی شکاری ها هم اوضاع را زیر نظر داشتند و پوشش لازم را برای دو گروه دیگر ایجاد کرده بودند

 گروه دوم پس از رسیدن به ساختمان رادیو‌بشدت آن را بمباران کردند که در نتیجه تمامی فرستنده ها آسیب دیده و از کار افتاده بودند

همزمان هواپیمای فرستنده که در دهلیزهای جنگ افزاری فرستنده های پرقدرتی حمل میکردند ( و یا شاید هم سیستمهای رله را حمل میکرد و از بریتانیا کار انجام میگرفت در این مورد توضیح کافی وجود نداشت ) از همان فرکانس رادیو برلین که حالا کاملا قطع شده بود اقدام به پخش برنامه کرده و چون ارتفاع هواپیما بسیار بالا بود مسافت گسترده ای را تحت پوشش خود داشت ، در همانزمان اغلب مردم از طریق رادیو در حال دنبال کردن مراسم جشن بودند که پس از قطع رادیو و با لحظاتی وقفه با اخباری متفاوت مواجه شدند پس از دقایقی از پخش برنامه که به منزله قدرتنمایی بریتانیایی ها بود جنگنده های انگلیسی با حداکثر سرعت شروع به حرکت بسمت پایگاه خود کردند

در این فاصله تصاویر با کیفیت و‌بسیار واضحی هم از محل حمله دریافت شده بود ، ولی پس از حمله که جنگنده های بریتانیایی لو رفته بودند کارشان بسیار سخت شده بود اگرچه تعدادی از شکاری های خودی درحال پرواز در آسمان کانال مانش بودند و به استقبال انها می امدند ولی رسیدن  به انها کار بسیار دشواری بود بویژه که گروههای پرشماری از جنگنده های المانی بسمت انها سرازیر شده و تا دقایقی دیگر راهشان بسته میشد

در این مرحله شکاری های گروه دست به فداکاری بزرگی زدند و از گروه جدا شده و شروع به یک زد و خرد هوایی کردند تا راه برای بمب افکن ها باز و کمی زمان بخرند

و همین مسئله سبب شد که باقی گروه موفق به گم کردن هواپیماهای تعقیب کننده شوند و سرعت بالای موسکوویتو ها به یاری انها آمد  و پس از ساعتها التهاب به گروه اسکورت که منتظر انها بودند رسیدند و مانند قهرمان انها را همراهی و استقبالی با شکوهتر در فرودگاه انجام گرفت تنها مشکل این بود که خلبانان فاتح خوشحال نبودند و در حال گریه بودند چون خانواده های همقطارانشان هم مانند خانواده انها در پایگاه برای گرفتن جشن امده بودند و منتظر ، همان دوستانی که جانشان را در زمان بازگشت برای انها فدا کرده بودند چشم در راه داشتند

و در واقع آنها جانشان را با جان اینها معامله کردند با این هدف که من بمیرم ولی تو نمیری

در یک حرکت خودجوش خلبانان مراجعت کرده بجای اینکه نزد خانواده های خودشان بروند سمت خانواده های دوستانشان رفتند تا با انها جشن پیروزی را برگزار کنند دوستانی که دوستی را در حق آنها تمام کرده بودند

لینک منبع

درباره ی amir-moazeni1

همچنین ببینید

ناوچه کلاس ناکس

بررسی کامل و معرفی ناوهای کلاس ناکس مینا گلرو در اوایل دهه ۱۹۶۰  نیروی دریایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *