خانه / دسته‌بندی نشده / بالگرد تهاجمی AH-56 شاین

بالگرد تهاجمی AH-56 شاین

میناگلرو

بعد از جنگ دوم جهانی سیاست ایالات متحده در نبرد های زمینی بر اساس حملات براق اسا و انتقال و هلی برن نیروها از طریق آسمان متمرکز شده بود خصوصا که حملات نیروهای امریکایی تنها به حملات محدود جهت ایجاد توازن محدود شده بود ، بدین معنا که یگان های امریکایی برای اشغال دراز مدت یک منطقه اقدام نمیکردند ، و بطور مثال در ویتنام انها زمانی وارد عمل میشدند که یک ناحیه راهبردی را از ویتکنگها گرفته وبلافاصله تحویل نیروهای ویتنام جنوبی میدادند به همین دلیل حملات آنها معمولا بشکلی بسیار پر سرعت و از طریق جابجایی توسط بالگردها انجام میگرفتند ، امریکا بر اساس تجارب بدست امده لزوم تولید یک بالگرد مسلح را که از قابلیت آتش سنگینی برخوردار باشد و نیز چالاک و پر سرعت باشد را احساس میکرد

چنین بالگردی میتوانست بعنوان بالگرد اسکورت ، هلیکوپتر های حامل تفنگداران را اسکورت کند و در صورت احساس هرگونه تهدیدی ضمن درگیر شدن و سرکوب تهدید فضای امن را برای عبور بالگردهای حمل و نقل و حامل نیروها ایجاد کند ، چیزی که امریکا در ویتنام بشدت نیاز داشت و یا از طریق اسمان ضمن اسکورت کاروانهای زمینی حامل مهمات و تدارکات انها را از هرگونه تهدیدی ایمن نگه دارد و از همه مهمتر به پشتیبانی اتش از نیروهای خودی بپردازد

مضافا ، اینکه موقعیت برخی اهداف خصوصا در جبهه هایی که خط مقدم جنگی بحساب می امدند بگونه ای بود که هواپیماهای جنگنده بخاطر سرعت زیاد قادر به هدف قرار دادن ان نبودند ، چنین اهدافی را باید با سرعت پایین جستجو‌و کشف نموده و انگاه منهدم میکردند
از طرف دیگر اغلب اهداف از اهمیت پایینی برخوردار بودند و اصلا اقتصادی نبود که مثلا برای انهدام یک سنگر کمین که یک نیرو و یا نهایتا دو نفر بایک مسلسل درون ان بودند یک هواپیمای جنگنده وارد عمل شود وبا مهمات گرانقیمتی مانند موشک این سنگر را هدف قرار دهد
برای از بین بردن چنین اهدافی به یک هواگرد مناسب که دارای سلاحی ارزانقیمت باشد نیاز بود البته ارتش امریکا با مسلح کردن بالگردهای هیوی به مسلسل های مینی گان و راکت انداز در چنین نقشی استفاده میکرد ( بالگرد یو اچ‌ ۱ هیویی واقعا یک اسطوره بود ، این بالگرد با تولید 16000 فروند واقعا تیراژ بالایی داشت و بخاطر کیفیت بسیار بالا و توان چند منظورگی کامل این بالگرد در هر نقشی که به ان محول میشد میدرخشید بعنوان یک بالگرد تهاجمی با تجهیز به راکت و مسلسل در جنگ ویتنام کولاک کرد و به نماد و لوگوی جنگ ویتنام تبدیل شد در نقش دیده بانی ، ترابری ، هلی برن ، جستجو و نجات و خلاصه هر نقشی که به این بالگرد داده شد بخوبی انجام داد و در 50 کشور جهان بخدمت گرفته شد ) و اگرچه بخوبی تمامی ماموریت ها را انجام میداد ولی ارتش امریکا یک بالگر تخصصی میخواست که توان حمل مهمات بالایی داشته باشد و چالاک و پر سرعت باشد و از تجهیزاتی تخصصی تر بهره ببرد

از طرفی امریکا پس از جنگ جهانی دوم و دستیابی به سلاح اتمی دچار نوعی غرور و حس خود بزرگ بینی شد و با این ذهنیت که هیچ کشوری جسارت حمله به یک قدرت اتمی را ندارد اقدام به کاهش شدید بودجه دفاعی خود کرد و‌ با کاهش شدید بودجه دفاعی خود عملا سلاح مناسب و جدیدی تولید نکرد و به ارتقا و استفاده از تسلیحات بازمانده از جنگ جهانی پرداخت

در مقابل ر‌وسها برای پر کردن خلا اتمی امریکا دست به توسعه تسلیحات متعارف ولی بسیار مخرب و کارا زدند و در نهایت چند سال بعد هم موفق به آزمایش سلاح اتمی خود شدند. پس از ورود امریکا به جنگ کره تازه پنتاگون فهمید در چه وضعیت بدی است. تسلیحات متعارف امریکا جلوی تجهیزات روسی بهیچوجه حرفی برای گفتن نداشتند در صورتیکه روسها هم قدرت اتمی بحساب می آمدند و ایالات متحده چقدر عقب افتاده بود ( اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم اتحاد شوروی در دهه 1950 بواقع ابر قدرت دنیا بحساب می آمد و امریکا بعد از این کشور قرار میگرفت ولی دردهه های 1960 و 1970یک مسابقه نفس گیر و تنگاتنگ براه افتاد.ایالات متحده که متوجه اشتباه خود شده بود در دو دهه بعد دست به یک توسعه قدرت و تجهیز ارتش خود زد و طبیعتا اتحاد شوروی هم نمیتوانست دست روی دست گذارد و شاهد توان ویرانگر ارتش امریکا باشد

لذا در این دهه بودجه های نظامی تمامی کشورهای بلوک شرق و بلوک غرب در بالاترین سطح خود بود و اگر همچنان با همان سرعت جلو میرفتند هم اکنون ما شاهد نسل هشتم و نهم هواپیماهای جنگنده بودیم ولی با آغاز دهه 1980 نشانه های این رقابت نابرابر خود را نشان داد و شوروی با یک بحران اقتصادی وحشتناک دست به گریبان شد. کمکهای اقتصادی گسترده این کشور که با تأسی از کمکهای امریکا به همپیمانان فقیرتر انجام میگرفت کمر اقتصاد شوروی را شکست در واقع شوروی اگرچه از حیث قدرت نظامی با غرب برابری میکرد ولی اقتصاد شکننده و ضعیف این کشور هرگز پشتیبان مطمئنی برای قدرت نظامی این کشور نبود و از دهه 1960 به بعد هرگز شوروی یک رقیب تمام قد برای ایالات متحده نبود. بطور مثال در اوج جنگ سرد که ما حداکثر قابلیت نظامی کشورها را میبینیم یعنی سال 1980 بودجه نظامی ایالات متحده 100 میلیارد دلار بود ، این درحالی بود که بودجه نظامی شوروی 60 میلیارد دلار در نظر گرفته شده بود یعنی تقریبا نصف امریکا و تجربه هم نشان داده چیزی که جنگ را به پیش میبرد قابلیت های اقتصادی است.

ای اچ-56 شاین

مناقصه بالگرد تهاجمی

در سال 1965 وزارت دفاع ایالات متحده بصورت محرمانه از شرکت هایی که پیمانکاران نظامی این وزارت خانه بودند دعوت به همکاری نمود ، ارتش نیاز به یک بالگرد تهاجمی داشت و مشخصات مورد نظر خود را اعلام کرد
در نهایت این شرکت لاکهید کورپوزیسن بود که در سال 1966 موفق به بردن مناقصه شد و قرار دادی با این شرکت برای ساخت 10 بالگرد بسته شد

چنین طرحی برای اولین بار بود که طراحی میشد و اولین اشتباه ارتش دادن این مناقصه بسیار حساس و نوآورانه به شرکت لاکهید بود ، آنهم در شرایطی که دو شرکت بل و سیکورسکی بصورت تخصصی بالگرد طراحی میکردند و در این رشته بسیار کارآزموده و خبره بودند ، و دستکم سابقه بسیار درخشانی در ضمینه طراحی و تولید بالگرد داشتند ، در مقابل اما لاکهید اگر چه کمپانی بسیار بزرگ‌و توانمندی بود و در همان زمان هواپیماهای فوق پشرفته و بسیار مدرنی را طراحی کرده بود ولی ماجرای بالگرد بسیار متفاوت بود و در وهله بعد این شرکت تجربه زیادی نداشت بهمین دلیل با وسواس و دقت زیادی سعی داشت یک بالگرد بسیار مناسب و توانمند را طراحی کند که این وسواس زیاد خود باعث مشکلاتی شد

یکی از مشکلات این طرح این بود که لاکهید این پروژه را بسیار دست بالا گرفته شده بود و بنوعی در هر ویژگی تلاش بر این بود که سنگ تمام گذاشته شود.آنهم در شرایطی که چنین طرحی برای اولین بار بود که در حال طراحی بود و تجربه زیادی موجود نبود همین عامل باعث افزایش سرسام آور هزینه ها شده بود و واقعا یک طرح بسیار لاکچری و گران از آب درآمد. در صورتیکه ارتش فکر اینکه این پروژه اینقدر گران از آب در آید را نداشت انهم با سیاست های مک نامارا وزیر دفاع وقت که بهر ترتیبی سعی داشت از بودجه نظامی کاهش داده و از امکانات موجود حداکثر بهره وری انجام گیرد

شاین دارای طرح ملخ در عقب خود بود که باعث افزایش سرعت ان تا دوبرابر بالگرد های دیگر می شود از این رو شاین چیزی بین یک بالگرد و یا یک هواپیما در بحث سرعت بود

بهرحال اولین پیش نمونه بالگرد در سال 1967 تولید شد ، که نام آن را AH-56 Cheyenne ثبت کردند و بالگرد آماده انجام آزمایش ها و تست های پروازی شد

از نظر ظاهری ، بالگردی بسیار بزرگ و باشکوه بود که ظاهر آن باعث ایجاد حالتی رعب آور میشد. بالگرد از پیکر بندی دو خلبان پشت سر هم بهره میبرد و‌ خلبان در عقب و افسر اسلحه در جلو بود . بدنه کاملا از الومنیوم ساخته شده بود و بر اساس گفته سازنده تا کالیبر 12.7 م م در زیر بدنه و تا کالیبر 20 م م از نظر ملخ در برابر گلوله دشمن مقاوم بود. این سطح مقاومت زرهی بسیار کم بود البته در دست کم از  بالگرد های کبرای که در همان دوران در حال تحویل به نیروی زمینی برای نبرد در ویتنام بود زره بهتری بود ولی واقعا زره کم بود.دارای سه ارابه فرود چرخ دار بود که دو تایی ان زیر بدنه بود که جمع شونده بود و دیگری زیر دم قرارداشت

خلبان از طریق یک پریسکوپ به جلو دید داشت و افسر اسلحه  دارای یک سایت چشمی مشابه سایت نصب شده روی کبرا برای هدایت یک  مسلسل 7.62 م م گاتیلینگ در دماغه به جهت های مختلف داشت و البته یک سایت زیر دماغه برای هدایت توپ 30 م م . بالگرد بخوبی مسلح شده بود و پتانسل بسیار بالایی برای اجرای آتش پشتیبانی داشت ولی مشکل دیگر این بود که علیرغم اینکه بالگرد از موتور قدرتمندی برخوردار بود ولی تک موتوره بود ، از یک موتور جنرال الکتریک توربو شفت T-64-GE-16 با قدرت 3925 اسب بخار قدرت میگرفت که بالگرد را به سرعت 397 کیلومتر در ساعت میرساند ولی سرعت کروز 364 کیلومتر در ساعت بود.موتور روی بالگردهای چون سی استالیون و سوپر استالیون نصب شده بود و دارای قدرت خوبی بود ولی تک موتوره بود و این مسئله هم با در نظر گرفتن وزن بالگرد مشکل ساز بود زیرا نیروی لازم را فراهم نمیکرد و دوم بحث ایمن بودن دوموتور در میدان جنگ نصبت به یک موتور نیز وجود داشت.دارای یک ملخ دو چهار تیغه اصلی بود. در کنار ان یک ملخ دم رو به سمت چپ داشت ولی تفاوت این بالگرد داشتن یک ملخ رو به عقب بود که باعث افزایش سرعت ان می شود. این ملخ از موتور اصلی نیرو میگرفت.. اگرچه سرعت کروز ان تنها 100 کیلومتر بر ساعت بیشتر از کبرا بود  ولی باز سرعت قابل توجه ای داشت و این ملخ در برد نیز تاثیر داشت. پیشبینی خود شرکت لاکهید این بود که این بالگرد میتواند به سرعت 450 کیلومتر بر ساعت هم برسد ولی مشکل این بود که این کار از یک موتور بر نمی امد و بالگرد نیز طرح یک موتوره داشت

— , Dental–

بالگرد جثه نسبتا بزرگی داشت و طول آن 18 متر بود ، قطر روتور اصلی 15/62 متر و دارای ارتفاع 4/1 متر. در کل دارای وزن خالی 5/54 تن و حداکثر وزن در هنگام برخواستن 11/74 تن بود. در قیاس با بالگرد   تهاجمی کبرا که در همان دوران وارد خدمت  شده بود  این بالگرد دو مدل کشیده تر بود ولی از نظر وزنی بسیار سنگینتر بود برای نمونه وزن خالی یک کبرا 2.9 تن و و بیشترین وزن برخاستن ان 4.5 تن بود .

از انجای که کشیده و بزرگ بود حجم زیادی سوخت درون بدنه حمل میکرد. تقریبا سه برابر کبرا درون بدنه سوخت داشت که باعث شده بود برد انتقالی ان 1970 کیلومتر و در حال رزمی 650 کیلمتر باشد که تقریبا دو برابر نسخه اولیه کبرا بود

سیستم تسلیحاتی بالگرد جالب بود.. دو سلاح ثابت داشت. یکی سیستم تسلیحاتی XM-140-30 بود که شامل یک توپ 30 م م زیر بدنه  درون یک برجک بود که توسط سایت افسر اسلحه قابل هدایت بود. این توپ قدرت بالای داشت دست کم در ان دوران تمامی نفربرها  و بخشی از تانک ها  را حریف بود و درون بالگرد برای توپ  140 گلوله وجود داشت. این توپ زیر بالگرد  میان دو بالچه تسلیحاتی قرار داشت. در دماغه نیز درون یکی برجک متحرک میتوانست یک نارنجک انداز خودکار 40 م م با سرعت اتش  200 گلوله بر دقیقه و 400 گلوله حمل کند و یا به جای ان یک مسلسل گاتلینگ7.62 م م  مینیگان با شش لول را حمل کند که حدود 2000 گلوله برای ان درون بدنه قبل حمل بود.

دارای شش جایگاه تسلیحاتی شامل دو جایگاه زیر هر بال و دو جایگاه زیر بدنه بود. میتوانست  تا 5.2 تن سلاح حمل کند که سه برابر کبرا بود. سلاح میتوانست تا  شش  تویپ 19 تایی راکت انداز هایدرا باشد و یا تا شش بمب سقوط ازاد مارک82 و یا ترکیبی از انها در کنار غلاف  توپ و مسلسل…در ان زمان موشک تاو هنوز عملیاتی نبود و این بالگرد هم سیستمی برای حمل تاو نداشت ولی بدون شک در صورت تولید بالگرد و عملیاتی شدنش توان حمل موشک تاو را نیز داشت کما اینکه جز لیست تسلیحاتی ان بود

توپ30 م م در میانه بدنهف نارنجک انداز40 م م در جلوی بدنه و شش جایگاه تسلیحاتی خارجی

مشکلات متعدد بالگرد

خوب در نگاه اول و ظاهر بالگرد ، شاین بالگرد بسیار با ابهت و قدرتمندی بود ، سیستم سلاح بسیار موثر و پر حجمی داشت ولی مشکل از زمانیکه پرواز میکرد شروع میشد ، وزن بالگرد بسیار سنگین شده بود که این موضوع در هنگام برخواستن و سرعت صعود بالگرد کاملا مشخص بود از آن گذشته بالگرد دچار بی ثباتی بود خصوصا در مانورهای سنگین .بعضا برای لحظاتی کاملا کنترل از دست خلبان خارج میشد ، از آن گذشته لرزش بسیار شدیدی در بدنه بالگرد احساس میشد و در حرکات ایستگاهی بسیار بی ثبات بود و در نهایت تمامی این عوامل سبب شد در پرواز دوم ،پیش نمونه اول سقوط کند و هر دو خلبان آزمایشگر هم کشته شدند

قرار شد لاکهید بسرعت نواقص موجود را رفع و پروازهای آزمایشی از سر گرفته شود والبته یک اخطار به کمپانی لاکهید داده شد که موارد نقص بالگرد در آن قید شده بود و از کمپانی لاکهید خواسته شده بود بسرعت نسبت به رفع نواقص و تحویل بالگرد اقدام کند ولی همانگونه که گفته شد بعلت کم تجربه بودن لاکهید مدت 4 سال رفع نواقص بالگرد طول کشید و هربار طرح آماده انجام تست های پروازی میشد ، دچار مشکلی جدید میشد

بهر حال رفع تمامی نواقص تا سال 1971به طول انجامید ولی مسئله این بود که ارتش دیگر این بالگرد را نیاز نداشت ، دیدگاه و استراتژی ارتش تغییر کرده بود و نسبت به 6 سال قبل که این مناقصه را اعلام کرده بود، استراتژی های ارتش هم عوض شده بود و بهمین دلیل‌در سال 1972 این پروژه لغو و تمام شده اعلام شد.
از این بالگرد 10 پیش نمونه ساخته شد که اغلب در موزه ها و نمایشگاههای نظامی در دید عموم قرار گرفتند ، البته لاکهید تلاش گسترده ای را برای فروش بالگرد انجام داد ولی با اعلام پروژه آپاچی لاکهید مجاب شد که این بالگرد شانسی ندارد

کمپانی لاکهید اقدام به نصب صندلی پرتاب شونده در نمونه های بعدی هم کرد ( برخی از عزیزان تصورشان بر این است که شرکت کاموف روسیه اولین شرکتی است که از صندلی پرتاب شونده در بالگردهای خود استفاده کرده که این تصور اشتباه است و پیشتر هم در برخی طرحها استفاده شده بود )

البته اگر بخواهیم مشکلات اصلی را ریشه یابی کنیم همانگونه که گفته شد مشکل اصلی پروژه بی تجربگی لاکهید بود و مشکلات بزرگی که در این پروژه بوجود آمد تماما ریشه در بی تجربه بودن لاکهید داشت ، این کمپانی اگرچه هواپیماهای جنگنده بسیار خوبی میساخت ولی در ساخت بالگرد ، تجربه زیادی نداشت ، نه به اندازه بل یا سیکورسکی بهمین دلیل ساخت و رفع نقص این بالگرد 5 سال به طول انجامید و این مدت خیلی طولانی بودو در نهایت جابجایی در وزارت دفاع باعث لغو این پروژه شد

ده پیش نمونه از این بالگرد ساخته شد

لینک منبع

درباره ی amir-moazeni1

همچنین ببینید

بسم الله الرحمن الرحیم: سیستم Full Authority Digital Engine Control

سیستم Full Authority Digital Engine Control   هدف از طراحی هر سیستم کنترل موتوری،اساسا به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال